همچون سرو غرور ما را شکست!
فرهنگ هر کشوری نشان دهنده ی جایگاه ، ارزش و موضع مردم آن کشور در موقعیت های مختلف می باشد که یکی از راههای معرفی و انتقال آن به مردم دنیا ، رسانه است .
اوج شکوفایی فرهنگ و تمدن غنی و چند هزار ساله ی ایرانی در فرهنگی به نام فرهنگ دفاع مقدس است که نشان دادن و انتقال آن به نسل جوان و حتی نسل های بعد از این ، یکی از وظایفی است که عمده ی آن برعهده ی صدا و سیما و رزمندگانی است که شاهد این دفاع مقدس بوده اند.در این زمینه باری که بر دوش صدا و سیما نهاده شده ، بسیار عظیم و تاریخی است که اگر در این زمینه قصوری بشود نسلهای بعدی از کارگردانان و تهیه کنندگان و حتی نویسندگان نمی توانند آن را جبران کنند .
بارها و بارها در نظرات کارشناسی به این مطلب اشاره شده که برای ارائه هر کاری اعم از هنری و غیره باید مطالعات و پژوهش هایی در آن زمینه انجام داد تا بتوان حق مطلب را به بهترین و جذابترین شیوه ادا نمود. متاسفانه اخیرا در سریال " همچون سرو " که از شبکه دو سیما پخش می شود نه تنها ارزش ها و فرهنگ ها بیان نمی گردد بلکه بالعکس چیزی متضاد با آنچه مردان جنگ در 8 سال دفاع مقدس تجربه نموده اند به نمایش در آمده است .
جنگ ما مایه ی غرور ماست ، "همچون سرو " غرور ما را شکست . جنگ نمایش غیرت مردان جنگ بود . این سریال بی غیرتی را به معرض نمایش گذاشت .

آنچه که ما از مردان آن زمان دیده ایم و شنیده ایم آن است که این امید آنان به لقاء الله بود که جذب به جبهه ها و شرکت در عملیات ها بود نه امید بازگشت به دیار "یار" و نه همراهی با همسر در آن گلوله باران !
ازدواج مردان جنگ وسیله ای شده بود برای پرواز آنان به سوی آرمان شهادت نه اینکه آنان را از ادامه ی نبرد بازدارد .
فرمانده ما در دفاع مقدس همت بود و دقایقی ، زین الدین بود و باکری و خرازی . باقری افتخار ماست؛ که در اوج جوانی بهترین مدیریت بحران را داشت . در شب و روزشان خواب معنایش را گم کرده بود ، نه اینکه روزشان را به بگو مگو با زنان قرارگاه و جمع و جور کردن رفتارهای بچه گانه ی به اصطلاح بسیجیان قرارگاه بگذرانند و شب را از ابتدا تا انتها زیر پتوی گرم خود بخوابند و غصه ای جز قهر و دوری از همسرانشان در سر نداشته باشند .
درست است که رزمندگان ما هم انسانهایی بودند که زندگی عادیشان دچار مشکل شده بود و با ترک منزل و سفر به جبهه برای خانواده هایشان مخاطراتی ایجاد کرده بودند اما هم مردان خط مقدم جبهه و هم زنان پشت جبهه آنچه داشتند در راه خدا و کشورشان بر طبق اخلاص گذاشته بودند و مشکلات زندگی را به جان خریده بودند .
جنگ ما واقعیتی 8 ساله بود ، شوخی کوتاه مدتی نبود که فرماندهان و رزمندگان بتوانند همزمان با اداره ی امور مربوط به جنگ ، مثل گذشته و حتی بیشتر از گذشته به سر و وضع و زندگی شخصی خود برسند که این به حقیقت مطلب قابل انکاری نیست . سریال همچون سرو که حتی نامش هم با این مجموعه همخوانی ندارد توهینی است به جامعه ی ایرانی که در این هشت سال خون دلها خورد .
همچون سرو را نمی توان در حضور بازماندگان جنگ دید ، که غصه ی نقش بسته بر چهره هایشان انسان را رنجیده خاطر می کند .
سطحی نگری و تجمل گرایی در ساخت فیلمهای ایرانی موج می زند و این مسئله را به راحتی در این مجموعه نیز می توان مشاهده کرد . آری ! گاهی انجام ندادن کار بهتر است از انجام دادن ناقص و خراب کردن آن .
سخن گفتن از دفاع مقدس اعتبار می خواهد ،این اعتبار هم یا با حضور در موقعیت آن به دست می آید یا با مطالعه ی عمیق در آن به طوری که به گفته ی امام علی (ع) طوری در تاریخ سیر کنیم که گویی با آنان زندگی کرده ایم ، آن گاه است که مجال سخن گفتن درباره ی مسائل عزت باری چون جنگ به دست می آید .
یادت باشه برادر سطحی نگر نباشی