پس از ظهور کمونیسم و توسعه طلبی های اتحاد جماهیر شوروی ، غرب برای تثبیت موقعیت و گسترش حوزه ی نفوذ خود در میان کشورهای مسلمان و خاورمیانه و استفاده از ثروت و دارایی این منطقه ، با طرح یک نقشه استعماری و استفاده از غفلت زدگی مسلمانان و در هنگامه ای که اختلافات و درگیری ها در جامعه ی عرب به اوج خود می رسید به بهانه ی ظلمی که به یهودیان از سوی نازی های آلمان شده بود ‏ فلسطین را اشغال کرد و آن جا را پایگاهی ثابت برای خود در قلب جهان اسلام قرار داد و رژیمی تشکیل داد که تمام افراد آن از مسئولین تا ساکنان آن  یهودیان مهاجری بودند که به این سرزمین را با  زور از دست صاحبان اصلی اش بیرون کشیدند  و در طول این سالها به طور تمام قد و حتی با هزینه کردن آبرو و حیثیت جهانی خود از این رژیم فاشیست حمایت کرد .

با اشغال سرزمین فلسطین و سلطه یهود مهاجر بر بیت المقدس در سال 1948 و تشکیل دولت جعلی اسرائیل در این سرزمین ، جهان اسلام و به ویژه جهان عرب دستخوش تحولات و حوادث گوناگون زنجیره ای بوده است و حضور چنین رژیمی بر رویدادهای مختلف در این کشورها تاثیر فراوان مستقیم و حتی غیر مستقیم داشته است .

درگیری های مختلف در بین کشورهای عربی ، محدود و منکوب شدن مخالفان این رژیم و حمایت شدن حامیان آن تغییرات ساختاری در سیاستهای منطقه ، جنگهای اعراب و اسرائیل ، جنگهای داخلی در لبنان ، کشتار بی رحمانه ی مردم مظلوم فلسطین ، مسائل کرانه ی غربی رود اردن ، صحرای سینای مصر ، بلندی های جولان سوریه و جنوب لبنان که در طول این 60 سال بین کشورهای فوق و رژیم منحوس اسرائیل دست به دست گشته ، همه و همه آثار حضور سایه سنگین این رژیم جعلی است.

تا سی سال پیش از این و قبل از اینکه انقلاب اسلامی ایران به وقوع بپیوندد ، نقشه این بود که از نیل تا فرات باید تحت سلطه و تصاحب صهیونیستهای مهاجر باشد . وقوع انقلاب اسلامی ایران به رهبری مردی که شعار نه شرقی و نه غربی را سر داد ، در اوایل برای اسرائیلیان جدی و شوکه کننده نبود و فکر می کردند با فشار بر این انقلاب و این ملت ، آرمانهایشان را محدود می کنند و مزاحمتی جدی برای رژیم اسرائیل نخواهد داشت . پس از نام گذاردن آخرین جمعه ی ماه رمضان به نام روز قدس ، هم حتی شاید آنان را به این فکر نینداخت که روزی این روز را 70 کشور مسلمان و غیر مسلمان فریاد مرگ بر اسرائیل سر دهند و برای آزادی فلسطین از دست یهودیان مهاجر مشتها را گره کنند .

اگر اتفاقی بزرگ چون  انقلاب اسلامی ایران ، در آن دوران واقع نمی شد شاید هم اکنون هیچیک از ملتهای مسلمان اینچنین بیدار نشده بودند و اسرائیل آرزوی نیل تا فرات خود را محقق کرده بود و دیگر از اسلام جز نامی در کتابهای تاریخی باقی نمانده بود.

آنچه امروز ملتها با نام بیداری اسلامی می شناسند و غرب بهار عربی می خواند ، آنچه که امروز ملت سوریه و فلسطین و میانمار و بحرین و عربستان را در مبارزاتشان مصمم تر کرده شکستن تابوی پوشالی اسرائیل و در هم فروریختن هیمنه و  قدرت غرب  خصوصا امریکا و انگلیس نه تنها در جهان اسلام بلکه در تمام جهان از اروپا گرفته تا افریقا و خاورمیانه و خاوردور و ... است که این شکست برای اسرائیل رقم نمی خورد مگر با تفکر اسلام ناب محمدی که در آن زمان از کسی جز امام خمینی (ره) بر نیامد.

پیش از این ، روز قدس روزی نمادین برای مبارزه با اسرائیل و سلطه و تجاوز گری بود اما امروز ، روز اتحاد و همدلی برای مبارزه علیه غرب و اسرائیل است و کابوسی است برای آن دسته از سران کشورهای عربی که با وجود رخداد بیداری اسلامی در منطقه و جهان  هنوز هم به طور تمام قد سگ وفادار اسرائیل باقی مانده اند ؛ اسرائیلی که خود از مشکلات داخلی اقتصادی و امنیتی و سیاسی و اجتماعی بسیاری رنج می برد و هم اکنون با خودسوزی ساکنین آن و مهاجرت یهودیان مهاجر از آن ، شاهد فروپاشی از درون است .  و حتی تا آنجا پیش رفته  است که مرکز تحقیقات خاور نزدیک آمریکا از «آخرالزمان اسراییل» سخن میگوید:

« در سال 2025 میلادی اسراییل به موجودیت خود پایان خواهد داد. فرایند ترک وطن تاریخی توسط اسراییلی‎‎ها و بازگشت به محل سکونت قبلی، روندی بیبازگشت است. بیش از 500 هزار یهودی اتیوپیایی و دیگر یهودیان آفریقایی قصد دارند طی ده سال آینده به قاره سیاه بازگردند. بیش از یک میلیون روس و ده‎‎ها هزار اروپایی نیز مایل به بازگشت به محل اولیه سکونت خود هستند. به علت افزایش امواج ملیگرایی در کشورهای همسایه اسراییل و قبل از همه، انفجار قدرتمند اسلامیسم در مصر، مردم اسراییل نگران جان خود، آینده خود و آینده فرزندان و خویشاوندان خود هستند. اسراییلی‎‎ها بهجاهایی که متولد و بزرگ شدهاند توجه نشان میدهند. تحقیقات زیادی وجود دارد که نظریه پایان سریع اسراییل بهعنوان یک کشور را مطرح میکند.»