« هر وقت كه لبخندى به روى مسئولين جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت كرديم، ديديم خنجرى در پشت سرشان مخفى كرده‌اند؛ از تهديد دست برنداشته‌اند؛ نيتشان عوض نشده است. خنده‌ى تاكتيكى، لبخند و روى خوش تاكتيكى، فقط بچه‌ها و كودكان را فريب ميدهد. يك ملت بزرگ با اين تجربه، و مسئولين برگزيده‌ى يك چنين ملتى، اگر فريب بخورند، خيلى بايد ساده‌لوح باشند؛ يا بايد ساده‌لوح باشند، يا بايد غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافيت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولين كشور باهوش باشند، دقيق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نميخورند. همين رئيس جمهور جديد آمريكا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مكرراً پيغام داد؛ شفاهى، كتبى، كه بيائيد صفحه را عوض كنيم، بيائيد وضع تازه‌اى درست كنيم، بيائيد در حل مشكلات عالم با همديگر همكارى كنيم؛ تا اين حد! ما هم گفتيم پيش‌داورى نكنيم؛ ما به عمل نگاه ميكنيم. گفتند، ميخواهيم تغيير ايجاد كنيم. گفتيم خوب، ببينيم تغيير را. از روز اول فروردين كه من در مشهد سخنرانى كردم - گفتم اگر دستكش مخملى روى پنجه‌ى چدنى كشيده باشيد و دستتان را دراز كنيد، ما دستمان را دراز نميكنيم؛ اين هشدار را من آنجا دادم - الان هشت ماه ميگذرد. در طول اين هشت ماه، آنچه ما ديديم، برخلاف آن چيزى بود كه اينها به زبان، به‌ظاهر ابراز ميكنند. صورت قضيه اين است كه بيائيد مذاكره كنيم؛ اما در كنار مذاكره، تهديد؛ كه اگر مذاكره به اين نتيجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنين و چنان! اين شد مذاكره؟! اين همان رابطه‌ى گرگ و ميش است كه امام گفت: رابطه‌ى گرگ و ميش را ما نميخواهيم. بيائيد بنشينيد با ما سر ميز، مذاكره كنيد بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هسته‌اى، ليكن شرطش اين است كه اين مذاكره، به فلان نتيجه‌ى معين برسد! مثلاً دست برداشتنِ كشور از فعاليت هسته‌اى، اگر به اين نتيجه نرسد، پس چنين و چنان؛ تهديد. ۱۳۸۸/۰۸/۱۲بيانات‌ در ديدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان‌ »

« از روز اولى كه انقلاب پيروز شد، در مواجهه و نوع تعامل با دولت ايالات متحده‌ى آمريكا، ميدانى به عنوان يك آزمون بزرگ براى ملت ايران باز شد. در طول اين سى سال، همواره اين آزمون مهم و بزرگ ادامه داشته است. دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روى عبوس و چهره‌ى ترش و با لحن مخالفت روبه‌رو شد. البته آنها با محاسبات خودشان حق هم داشتند. ايران قبل از انقلاب در مشت آمريكا بود؛ منابع حياتى‌اش در اختيار آمريكا، مراكز تصميم‌گيرى سياسى‌اش در اختيار آمريكا، عزل و نصب مراكز حساس در اختيار آمريكا؛ مرتعى بود براى چراى آمريكائيان و نظاميان آمريكائى و غير آنها. خوب، اين از دستشان گرفته شد. ميتوانستند مخالفت خود را اينجور خصمانه ابراز نكنند؛ اما از اول انقلاب دولت آمريكا - چه رؤساى جمهور جمهورى‌خواهشان، چه رؤساى جمهور دمكراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى كرد؛ اين چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد. ۱۳۸۸/۰۱/۰۱ بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) »

با نگاهی گذرا و سطحی در بیانات رهبری معظم انقلاب بطور مکرر با این قبیل جملات برخورد خواهیم کرد که طبیعتاً نشان دهنده حساسیت و اهمیت فراوان آن است.
آمریکا در سطوح و مناسبات مختلف بی منطقی و عدم صداقت خود را در گفتار و عمل ثابت نموده و مسلم است که نمی توان به چنین کشوری که به تعبیر امام ( ره) شیطان بزرگ نام گرفته اعتماد نمود.
حاصل 34 سال مقاومت نظام و ملت ایران در مقابل استکبار جهانی استقلال و پیشرفتی است که ابعاد آن روزبروز بر جهانیان روشن و روشنتر می گردد کمااینکه اصلی ترین علل دشمنی آمریکا از ابتدای انقلاب تاکنون برای جلوگیری از تحقق این مهم بوده است.
از افتخارات ایران اسلامی عدم وابستگی و رابطه با کشوریست که باعث آشوب و خرابکاری و جنگ در کشورهای منطقه از جمله عراق، افغانستان، فلسطین ، مصر و ... می باشد، کشوری که تمام قد از اسراییل _ غده سرطانی منطقه - پشتیبانی می کند و کشوری که از هر راهی برای براندازی نظام اسلامی و دشمنی علیه ملت مسلمان ایران از جنگ نظامی و فشارهای سیاسی و فرهنگی گرفته تا تحریمهای اقتصادی استفاده نموده است.
در این شرایط در حاشیه سفر رئیس جمهور به نیویورک برای شرکت در اجلاس سازمان ملل متحد مذاکراتی صورت گرفت که در طول انقلاب سابقه نداشت و از جمله آن مکالمه تلفنی اوباما با رئیس جمهور ایران بود!!
مسئله مطرح آن است که چه ضرورتی باعث شد آقای روحانی بعد از 34 سال دست به این کار بزنند؟! و چه نتیجه ای در پی داشت؟! و اینکه آقای روحانی با سابقه  و تجربه ای که ملت ایران از رفتار آمریکاییها سراغ دارند بر چه اساس به آنها اعتماد کردند که حاضر به صحبت شدند؟! آیا به تعبیر رهبرمان در پی مذاکره پیغامی جز این به جهانیان مخابره می شود که ایران بعد از سالها مقاومت در مقابل استکبار جهانی ناچار به سازش و عقب نشینی شد و پای میز مذاکره آمد و شما نیز سرنوشتی جز این نخواهید داشت؟!
کاش گوش شنوایی بود وقتی امام خامنه ای فرمودند:« آمريكائى‌ها ميگويند ما ميخواهيم با ايران مذاكره كنيم. خب، سالها است كه ميگويند ميخواهيم مذاكره كنيم؛ اين يك فرصتى نيست كه براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبين نيستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نميكنم - مثل مسئله‌ى خاصى كه در قضيه‌ى عراق داشتيم، و بعضى از قضاياى ديگر - ليكن من خوشبين نيستم؛ چون تجربه‌ى من اين را نشان ميدهد. آمريكائى‌ها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نيستند. اين چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همين را تأييد كرد؛ موضعگيرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمريكا نشان داد كه همين مطلبى كه ما گفتيم - كه گفتيم خوشبين نيستيم - درست است؛ خود آنها عملاً اين را تأييد كردند. بیاناتشان در دیدار با مسئولان نظام مورخ  92/4/30