پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و مسائلی که پیش آمد یکی از تصمیم گیران اصلی نظام درباره شیوه مواجهه با فتنه گران ، رهبری نظام اسلامی بودند . شایسته است اکنون که غبار فتنه تا حدودی فرو نشسته و فتنه گران با علم به اینکه طرفدارانشان به شدت ریزش پیدا کرده اند فعلا منفعل شده اند نقش بی بدیل رهبری را در این ماجرا بررسی نماییم :

1) پس از برگزاری انتخابات و دعوت مردم به آشوب توسط سران فتنه در همان روز اول ، مقام معظم رهبری موسوی را به حضور می پذیرند و او را در آغوش می گیرند و توصیه می کنند که مطالبات خود را از مسیر قانونی پیگیری کند ودر عین حال چنین بیان می کنند که  شما جنستان با آنان که دست به آشوب می زنند متفاوت است . روز بعد با نمایندگان کاندیداها جلسه ای می گذارند و از آنان می خواهند آزادانه هر  اعتراض دارند و می دانند بگویند ، و طوری می شود  که برخی نمایندگان مرز ادب را می شکنند  ، اما در نهایت رهبری از آنها می خواهند تا بر اساس قانون پیش روند .

2) در اولین خطبه نماز جمعه پس از انتخابات از همه کاندیداها تشکر کردند و آنان را یاران انقلاب خواندند و اعلام کردند راه قانون و محبت باز است و به حرکت در این راه توصیه نمودند .

3) در دیدار با مسئولین نظام و در سالروز بعثت نبی مکرم اسلام (ص) فرمودند : نخبگان مراقب گفتار و رفتار خود باشند که تحلیل و اقدام آنان موجب بر هم خوردن امنیت جامعه نشود . نخبگان در معرض امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان است .

4) در آیین تنفیذ حکم ریاست جمهوری ، ریاست جمهور را متعلق به آحاد ملت می دانند که باید در همه برنامه ریزی ها به این واقعیت توجه شود . از رئیس جمهور هم می خواهند به منتقدین خود توجه داشته باشد و به طور تلویحی از سران فتنه نیز می خواهند به قانون کشور و واقعیت موجود گردن نهند .

5) در دیدار با دانشجویان ، وابسته بودن سران فتنه به آمریکا و انگلیس را رد می کنند چرا که ثابت نشده است ؛ اما معتقدند اقدامات بعضی ها دشمن را به طمع انداخته و آنان امیدوار شده اند .

6) در خطبه های دومین نمازجمعه ایشان  پس از انتخابات (20 شهریور ) می فرمایند : عقاید مخالف را تحمل می کنیم ولی معارضه و ضربه زدن به نظام را خیر ! همچنان که در هیچ جای دنیا تحمل نمی کنند . تلاش ما در جذب حداکثری و دفع حداقلی است و این تا جایی است که افراد به دنبال شایعه پراکنی نباشند ، با مبانی نظام معارضه نکنند و امنیت و آسایش جامعه را به خطر نیندازند . رهبری گسترش لغزش ها را تدریجی می دانند که گاه موجب فساد و انحراف افراد می شود و تذکر می دهند ضمن رعایت تقوا مراقب یکدیگر از جمله اعضای خانواده باشیم .

7)در نهم آذر ماه ضمن دعوت از مردم به اتحاد و برادری و تفکیک عناصر خود فروخته از مردم از دامن زدن به ایجاد اختلاف بین مردم و مسئولین گلایه نموده و آن را در راستای خواست دشمن ارزیابی می کنند .

8)در دیدار با طلاب و روحانیون در سی ام آذر ماه جداشدن برخی از یاران امام (ره) از ایشان را آیینه عبرت تلقی می نمایند  و  به جذب حداکثری تاکید نموده و گلایه می کنند که ظاهرا عده ای خودشان بنای طرد شدن دارند ، سران فتنه را برادران سابق خطاب نموده و از اینکه دشمنان از اقدامات آنان خوشحال هستند و برایشان سوت و کف می زنند و آنها هم عکس العملی نشان نمی دهند اعلام نارضایتی می کنند و به این امر مهم دعوت می کنند که به اقتضای قانون حتی اگر رئیس جمهور را قبول نداشته باشیم در مقابل قانون خاضع شویم .

تا روز عاشورا و ماجراهای آن روز و اقدامات ساختار شکنانه سران فتنه و خداجوخواندن آشوبگران در بیانیه هایشان ، هنوز امیدی هر چند اندک از بازگشت این افراد وجود داشت و رهبری نیز ملاحظه ی آنان را می کردند ، اما حوادث عاشورا و سپس حضور حماسی مردم در نهم دی و 22 بهمن و عدم بازگشت فتنه گران به آغوش ملت ، همه ی درهای امید بسته شد و رهبری به طور رسمی اعلام کردند نظام اسلامی چه در زمان امام (ره) و وضعیت  فعلی باج نداده است و نخواهد داد و در نهایت اعلام کردند کسانی که چارچوب های نظام را قبول ندارند ، صلاحیت ماندن در درون نظام را ندارند . آیا هشت ماه  فرصت برای بازگشت کافی نیست ؟ آیا سران فتنه در پیشگاه خداوند و در مقابل ملت بزرگ ایران بهانه ای برای فرار خواهند یافت ؟ آیا آیندگان تاریخ آنان را خواهد بخشید ؟ و آیا این همه عطوفت مهربانی رهبری نظام اسلامی برای بازگشت به آغوش نظام کافی نیست ؟  

عمار