حکومت از دیدگاه شهید مطهری

 

مقدمه:

از موضوعات مهمی که در علم سیاست مورد بررسی قرار م یگیرد مساله ی حکومت است. این علم به سوالات مهمی درباره ی حکومت ، نحوه تشکیل آن ، حاکم ، چگونگی انتخاب او، روش اعمال قدرت توسط حکومت، رابطه ی مردم و حکومت و ... پاسخ می دهد.

در اسلام نیز مساله ی حکومت از اهمیت ویژه ای برخوردار است و این مطلب از شکل گیری سریع حکومت توسط حضرت رسول اکرم(ص) در مدینه روشن می شود . همچنین قوانین اسلام و دستوراتی که برای اجرای این قوانین وجود دارد و تاکید اسلام بر اجرای عدالت و احکام دیگر که بدون وجود حکومت و مجموعه ای که این قوانین را به اجرا در آورند میسر نیست، دلیل دیگری بر ضرورت حکومت است.

پیامبر اسلام(ص) از ابتدای حکومت اسلامی در مدینه زعامت و رهبری و کار قضاوت در جامعه اسلامی را به طور عملی به عهده داشت و طبق نظر شیعه این شوون از ایشان به ائمه انتقال یافته است. بر همین اساس است که موضوع امامت در میان شیعیان اهمیت زیادی دارد و لذا چون هیچگاه نتوانسته اند حکومت مورد نظر خود را در جامعه پیاده نمایند، اصولا از طرح موضوع حکومت به شکل امروزی خودداری شده است و اینکه نیازشان اقتضاء مطرح شدن آن را نکرده است.

در پنجاه سال گذشته ، رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) اقدام به طرح حکومتی بر اساس ولایت فقیه کردند و این موضوع را در کتابی به همین عنوان تدوین نمودند. در این کتاب به کلیات پرداخته شده است و بیشتر به حاکم اسلامی و ضرورت وجود حکومت و ویژگیهای حاکم اهمیت داده شده است. کتابهای دیگری هم در این باب تالیف شده است که هیچکدام از آنها به طرح دولت به شکل فعلی نپرداخته اند.

استاد مطهری نیز که در اوایل انقلاب به ریاست شورای انقلاب منوصب شدند، تنها در مصاحبه هایی به موضوع حکومت اشاره کرده اند. – البته شهید مطهری در بسیاری از موارد به مساله حکومت پرداخته است ولی بیشتر همان حکومت به معنای قوای حاکمه و تقریبا حکومتی از نوع امامت بوده است- اما پس از پیروزی انقلاب که نیاز به دولت و قوه مجریه آشکار شد ، استاد مطهری نیز تحقیقات محدودی درباره حکومت و دولت به معنای امروزی آن به عمل آورده است که متاسفانه بسیار کم و ناکافی می باشد و حتی برخی از قسمتهای هم که اشاره نموده اند، ناتمام مانده است(1). در این بخش به حکومت از دیدگاه شهید مطهری اشاره ای مختصر خواهیم داشت.

تعریف دولت

1- دولت از دیدگاه افلاطون

از دیدگاه افلاطون دولت صرفا یک سازمان اقتصادی است که در اثر نیازهای مادی انسان ها به وجود آمده است و منحصرا برپایه توزیع روش کار که برای تامین نیازها لازم است بناگردیده است. به نظر م یرسد او دولت را یک سازمان برآورده ی نیازهای مادی انسان ها می داند و علت اینکه برخی از اندیشمندان افلاطون را اولین ماتریالیسم خوانده اند، این موضوع و مطلب دیگر اشتراک زندگی و ازدواج برای پاسداران است.(2)

2- دولت از دیدگاه سیسرون:

دولت قلمرو ارضی مشترک یک ملت است . توده های انبوهی از مردم که به منظور اجرای عدالت درباره ی یکدیگر و تامین خیر و صلاح عمومی به هم پیوسته اند و علت اصلی تشکیل این جوامع روحیه اجتماعی است که در افراد وجود دارد و خداوند آن را در نهاد انسان قرار داده استسیسرون دولت را عامل تامین خیر و صلاح مردم و تضمین کننده ی عدالت در بین آنها می داند.(3)

3- دولت از دیدگاه شهید مطهری

استاد مطهری تعریف کلی تری از دولت ارائه می دهد و آنچه را ایشان در نظر دارد حکومت است و شامل سه قوه –مجریه، مقننه و قضائیه- می شود . وی دولت را مظهر قدرت جامعه در برابر هجوم دشمن و نمود آشکار اجرای عدالت و ایجاد امنیت داخلی و مرکز تصمیم های اجتماعی در روابط با خارج از مرزها می داند. استاد مطهری در دو مقدمه از کتابهای خود اذعان می نماید که زندگی اجتماعی نیازمند قانون است و اجرای قانون نیاز به حکومت دارد . وی حکومت و دولت را هماهنگ کننده همه نهادها و حافظ اموال عمومی و آزادی و امنیت می داند. پس دولت یعنی حافظ عدالت ، امنیت ، آزادی و تامین کننده نیازهای مادی و اجتماعی و مرکز تصمیمات و رابطه با خارج.

(4)

سوالات مهم درباره حکومت:

1- چرا جوامع نیاز به حکومت دارند؟

اندیشمندان بسیاری در این باره اظهار نظر کرده اند و دیدگاه های مختلفی را ارائه داده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1- افلاطون

وی متعقد است که هیچ کس قادر به زندگی در تنهایی و بدون نیاز بهه اجتماع نیست . انسان دارای نیازهای گوناگون است و هرگاه فردی از جامعه در پی برآوردن یکی از آنها باشد و در محلی(کشوری) برای اجرای این خواسته جمع شوند دولت تشکیل می شود. پس دولت زائیده اجتماع نوع بشر است و آن گاه اضافه می کند که نیازهای مادی و اختلاف در استعداد انسانی و تامین مایحتاج زندگی نیاز به دولت را از اهمیت ویژه ای برخوردار می سازد.(5)

2- ارسطو

وی بر این عقیده است که افراد انسانی به دنبال خیر و صلاح خویش هستند و دولت دربرگیرنده ی بالاترین خیرها است. او معتقد است که شکل اولیه اجتماع بشری طبیعی بوده است و به همین خاطر دولت هم طبیعی است زیرا از آن اجتماع اولیه نشات گرفته است. ارسطو کمال بشر را در گرو وجود دولت برای تنظیم رفتار اجتماعی می داند.(6)

3-مارکسیستها

مارکسیستها معتقدند که در جوامع که در جوامع اولیه دولتی وجود نداشته است و مساله مالکیت خصوصی باعث به وجود آمدن دولت شده است. دولت ابزار دست سرمایه داران است تا کارگزاران را چپاول کند. این گروه معتقدند اگر تز مارکسیستی تحقق یابدو جوامع مراحل مورد نظر را طی کنند در نهایت دولت از بین خواهد رفت. اصولا مارکسیستها اقتصاد را منشاء همه چیز می دانند و دولت را نشات گرفته از دوران اقتصاد متفاوت جامعه می دانند.

4-استاد مطهری

دیدگاه شهید مطهری نسبت به این سوال که چرا نیازمند به حکومت هستیم؟ دارای دو نکته است: 1- این که دولت برای حفظ مصالح فرد در مقابل اجتماع به این صورت که وضع قانون و حفظ امنیت و تامین نیازهای اجتماعی و قضاوت در اختلافات بین مردم را به عهده داشته است. 2- دولت ارشاد و هدایت و رهبری جامعه را نیز تضمین می کند. استاد مطهری دولت را برای انجام این دو نکته ضروری می داند.(7)

2- حق حاکمیت از آن چه کسی است؟

در پاسخ به این سوال نظریه های مختلفی داده شده است. عده ای معتقد به حق طبیعی هستند و بعضی از نژادها را برتر می دانند و حاکمیت را به کسانی می دهند که از طرف خداوند منصوب شده باشند. البته این حق را به خاطر عدالت و قرب به خداوند می دهند نه به خاطر موروثی بودن آن و اینکه این افراد بر جامعه ولایت دارند.

بعضی از نظریه ها حق طبقه اشراف را قائل هستند که اینها از طریق استعداد و اکتساب و تخصص این حق را پیدا کرده اند. گروهی معتقد به دموکراسی هستند و حاکمیت را از آن مردم می دانند و ...

استاد مطهری همه ی این نظریه ها را مطرح می کند و کتابهایی را برای تحقیق درباره این موضوع معرفی کرده است. از جمله ی انها : آرا و عقاید افلاطون ، آراء و عقاید اخوان الصفا، سیاست ارسطو، جمهوریت افلاطون، نجات و شفای بوعلی، کتابهای آزادی فرد و قدرت دولت و سیری در اندیشه های جهان غرب و ... و کتاب تنزیه الامه نائینی و ولایت فقیه حضرت امام خمنی(ره) می باشد.(8)

اگرچه استاد مطهری به علت مشغله ی کاری یا شهادتش پاسخ به این سوال و مباحث مربوط به حکومت را ناتمام گذاشته است ولی با توجه به دیدگاه ها یایشان درباره سایر موضوعات او نیز همان نظریه دوم را تایید م یکند. زیرا قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز حق الهی حاکمیت را قائل شده است که بر اساس عدالت و تقرب افراد به خداوند به آنان تنفیذ می شود. حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداوند است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است(9) استاد مطهری حق حاکمیت و حکومت را از طریق علم و عدالت و قرب می داند و از حکومت به عنوان ولایت بر مردم یاد می کند نه نیابت.(10)

 

--------------

1- مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ دهم ،(تهران، صدرا1357) ص 145.

2- طاهری، تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب، ص 39

3- همان ص 101

4- مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ دهم ،(تهران، صدرا1357) ص 150

5-طاهری پیشین ص 28.

6- همان ص 59

7- مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ دهم ،(تهران، صدرا1357) ص 151

8- همان ص 159

9-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل 56

10- مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ دهم ،(تهران، صدرا1357) ص 153