تحلیل اوضاع و احوال سران و حامیان فتنه بعد از راهپیمایی 9 دی و 22بهمن سال 88 که به حالت اغما فرو رفته بودند و اکنون دوباره سر برداشته اند دیدنی و شنیدنی و عبرت گرفتنی است.

     آقای هاشمی که از حامیان اصلی فتنه بوده و هست و خود و فرزندانش نقش غیر قابل انکاری در شعله ور شدن آتش فتنه داشته اند بطور کامل از افکار عمومی حذف شده اند؛ این خانواده اگر یک درصدی هم محبوبیت نزد برخی مردم داشتند آن هم بر باد رفته است ؛ مهدی هاشمی فراری است و حکم جلب او هم صادر شده است ، فائزه هاشمی علیه آیات قرآن موضع گیری می کند ، خود آقای هاشمی که زمانی می گفت فقط رهبری، اکنون با زندانیان فتنه جلسه می گذارد و تحریکشان می کند ، دانشگاه آزاد که مقر اصلی خانواده هاشمی است در حال خارج شدن از دست آنان است و اکنون او مانده است و اعتبار از دست رفته اجتماعی در کنار اندک خواص بی بصیرت ، پس حق دارد از شدت عصبانیت ،مواضعی منفی اتخاذ کند.

            خاتمی یکی از سران فتنه که رهبریش در اصلاحات خدشه دار شده است ابتدا از فتنه و آشوب حمایت می کند و سپس نامه درخواست عفو می نویسد و پس از آن به نفع فتنه گران موضع می گیرد. آیا کسی که با جورج سورس صهیونیستی جلسه می گذارد روی نگاه کردن به مردمش را دارد؟ اما او هم دست بردار از قدرت نیست.

            موسوی که معتقد است پیروز انتخابات بوده و برای اجرای قانون آمده بود، آشوبگران روز عاشورا را خداجو می خواند و سپس در حمایت از تروریستهایی که اعدام شده اند بیانیه می دهد. همسرش هم علیه آیات قرآن صحبت می کند.

         کروبی هم با بیماری لاعلاجی دست و پنجه نرم می کند،  اتهامات واهی تجاوز به زندانیان را تکرار می کند و در سالگرد انتخابات دعوت به راهپیمایی می نماید، او هم از تروریستها حمایت می کند. سران فتنه از تحریک مراجع تقلید هم کوتاهی نکردند ، معلمان و کارگران را دعوت به آشوب کردند. دست به دامن دراویش شدند ولی با هوشیاری رهبری و مردم هیچیک از برنامه های آنان نتیجه ای نداشت . واقعیت این است  که سران فتنه قرار بود برای زنده ماندن جریان فتنه روند انتقادها علیه نظام را کندتر نمایند ولی در پی سردرگمی و ریزش طرفداران در این جبهه مجبور به موضع گیری های غیر عقلانی شده اند. حقیقت این است که بجز منافقین، پژاک، دراویش و امثال آنها  کسی حاضر نیست در دفاع از فتنه گران وارد عمل شود و فتنه گران هم که عملا بدون نیروهای میدانی خود مرده اند ! به جرات می توان گفت تمام اقدامات اخیر آنها و حامیانشان تلاشی است برای زنده ماندن و نمردن!